سفر کرده....

سفر کرده کجا رفتی چرا تنها چرا بی من ..
نگفتی سخته دلتنگی نگفتی زوده این رفتن..
به دنبال چه پایانی خلاف جاده ایستادی..
چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی..
چرا غُربت به تنهایی  دوباره بیتو برگردم..
کجای قصه بد بودم کجای قصه بد کردم..
تو خواستی فاصله کم شه تو دعوت کردی از دستهام..
من اینقدر بی کسی دیدم که یادم رفته بود تنهام..
تمومش کن همین حالام واسه برگشتنت دیره..
اگرچه نارفیق بودی ولی دوریت نفسگیره..........)))) نفسگیره ... محمد ♥

/ 3 نظر / 28 بازدید
غزل

اولش شیرینه اولش عشق سرزده میاد تو دلت اما... اخرش تلخ آخرش تموم هستی ات رو ازت میگیره تا از دلت دست برداره

غزل

دست از پا خـــــــــطا کنی تعویضــــــــــــ میشوی.. همین حوالــــــــی کسی شبیـــــه توست. این است پیــــــــام عشق های امـــــــــــروزی! .......... از توام مممنون

Mohammadreza

نگرانت میشدم نمیدیدمت حتی چند ساعت.. به بودن تو دلم عاشقونه کرده بود عادت.. ولی فایده نداشت اون همه تلاش.. تو رسیده بودی به آخراش.. از خدا میخوام روزت بگزره خوشحال وراحت.. ازته دلم زندگی روبا عشق میخوام واست.. باز خیسه چشام ولی نمیخوام.. دل تو بسوزه دیگه برام.. [گریه] مرسی عزیز[گل]