حرف دلم...

 

 

چقدر سخته وقتی تنهایی اما میخوای اون قیافه ی بُهت زدتو کسی نبینه سعی میکنی جلو همه خودتو شاد نشون بدی همشون بعد که اونجارو ترک میکنی میگن عجب آدم شادیه هیچ وقت پیر نمیشه اما در پس این همه شادی هیچ کی نمیدونه تو دلت چی میگزره از بس به زور خندیدی دیگه جای خنده های مصنوعی درد میکنه لباتم دیگه از این همه فیلم بازی کردن خسته میشن کاش میدونستن هر سر مشکلاتو میگیرم یجا دیگه باز میمونه کاش میتونستن تو تنهاییام یکم سهیم باشن کاش اون قیافه ی افسرده و از تمام دنیا خستم و میدیدن وقتی دارم با خاطره هام حرف میزنم و تمام دلخوشیم شده عکسام کاش وقتی بارونیم منو ببینن وقتی سه روز سه روز روزارو نمیبینم فقط منم و دفتر و خودکارو یه مشت حرف که به هیچکی نگفتم این یه گوشش بود ... همش شد ای کاش و وقتی... 
چی میشه گفت فقط واسه اینکه بِهِت نگن این روزا زندگی همه همینه بغضم و میخورمو تا چشام اشک آلود میشه میرم سری صورتم و میشورم تا کسی نفهمه که اینگار اتفاقی نیفتاده حرف آخرم اینه خیلی کوچیکه زندگی ... محمد

 

/ 5 نظر / 22 بازدید
شبنم

روزها نمی گذرند، ما میگذریم از هم و هیچکس سوالى نکرد حداکثر سرعت مجاز چند بود . . !

سارا

نه تو رفتی نه من تمام این تنهایی بخاطر آمدن یه غریبه بود ...[دلشکسته]

سارا

ﻣﺮﻫﻢ ﺩَﺭﺩ ﻣـَـﺮﺩ،ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ . . . ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺭﻓﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ ! ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺩَﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ . . . ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﺩ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ! ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﺪ . .

واقعاخيلي سخته.[گریه]......................

مهشيد

[ناراحت][ناراحت]واقعاخيلي سخته.....................