همیشه تنها.....

بازم هفت سینم و دارم خودم تنهایی میچینم ..
بازم دارم تو آینه فقط تنهایی میبینم..
با حسرت قاب عکستو میان سفره میزارم..
با یادت قلبمو باید یه جور روشن نگَه دارم..
تو جَشن سوت وکور من توام باید سهیم باشی..
برای فتح این کابوس تو باید عطر رویا شی..
هنوزم نبض احساسی میان لحظه های من ..
هنوزم عشق تو شرطه برای زندگی کردن..
بتزم به تقویمم نوروزو برگردون..
دنیامو آتیش زَد این فصل یخ بندون..
بیتاب و دل تنگه این روح سَرگردون ..
بَرگرد به احساسم شعر تَر بارون ..))) واستون آرزو دارم هیچ موقع تنها نباشین ♥ محمد

/ 4 نظر / 17 بازدید
غزل

تـو هم تلخ بودی تلــخ درست مثل قطره های فلج اطفالی كه در كودكی به خوردم می دانند ! غافل از اینكه این بار تلخی تــو دلم را فلــج كرد .. ....... تونستی ی سربزن

Mohammadreza

WooooW ali Bod خالی تر از سکوتم انبـوهــی از ترانـه بــا یـاد صبـح روشـن اما امیـد باطل شب دائـمی ست انـگار… حتما میام...[چشمک]

Mohammadreza

چشم حتما میام عزیز ... راستی این عالی بود .....[گل]

غزل

ا جنگل ، دریا و کوه , میتوان بهتریـن لحظات دو نفـره را ساخت , اما برای یک تنها , فقط گم شدن و غرق شدن و سقوط …