باد سرد پاییز ....

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد ...

حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد ...

رگ و ریشه هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید ...

اما این دل صبورم به غم زمونه خندید...

آسمون تو مرگ عشق و توی یافته هام نوشتی ...

بوی غم نامه ی تلخه که تو سرتا پام نوشتی ...

من به لحظه ی شکستن اگه نزدیک اگه دورم ...

از تَرَحُم تو بیزارکه خودم سنگ صبورم....................)))))))))))) 

 


/ 6 نظر / 17 بازدید
مارال

طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده یک … آه *** … ” خداحافظی ” یک فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا … حسی منو از من برد یه سایه شبیه من … پشت پنجره پژمرد* [ناراحت]

مارال

کاش می توانستم راحت حرف بزنم … چیزی بگویم از دلتنگی … میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند … فقط می گویم منم دلتنگم [گل]

مارال

از کوچه های خاطره ی من امشب صدای پای تو می آید آه ای عزیز دور! آیا به شهر غربت من پا نهاده ای؟* [گل]

مارال

عادت دارم هر روز جایِ انگشــتانم را از روی شیشـه یِ مانیتور پاک کنم آخـر نوازش کردن عکـــــس هایت عادت من است…[گل]

مارال

تصمیم گرفتم آنقدر کمیاب شوم شاید دلی برایم تنگ شود ، ولی افسوس.... فراموش شدم !

سارا

حافظـه ی آدم هـای غمـگـیـن قـویــسـت!!! مـی دانَــنـد کـُـجـای کـُـدام خـیـابـان آن روز " مـُــــردنـد" [دلشکسته]