دیگه خسته شدم

من دیگه خسته شدم بسکه چشام خیسه و نم ...
خوب ببینم و بفهم و بازم چیزی نگم ...
من دیگه بریدم از بسکه شکستم از خودی ...
توی آیینه خیره شم بگم به چشمام چی شدی ...
خسته ام از حرفهای خوب و بی سرو ته بی ثمر ...
حسرت یه عمره رفته عقده های تازه تر ...
متنفرم از آدمای بی مغز و شلوغ ...
از کتاب هایی با اسمهایی قشنگ متن دروووووووووووغ ............ ((( دیگه نوبت توِ خسته شی دنیا بشکنی )))

 


/ 0 نظر / 12 بازدید